محمد شجاعی، جامعهشناس در آستانه اربعین در یادداشتی نوشت: پیادهروی اربعین به عنوان یکی از گستردهترین آیینهای جمعی معاصر، فراتر از یک مناسک مذهبی، جلوهای زنده از میراث ناملموس عاشورایی و زمینهای برای بازتولید سرمایه و انسجام اجتماعی است؛ آیینی که ریشههای آن را میتوان در حافظه تاریخی چندصدساله جوامع شیعی جستوجو کرد و تداوم آن را در شبکههای گسترده همدلی، مشارکت داوطلبانه، فرهنگ نذر و میزبانی و پیوند میان نسلها و جوامع مختلف به نظاره نشست.
پیادهروی اربعین را نمیتوان صرفا یک مناسک مذهبی یا یک رویداد بزرگ آیینی دانست؛ این آیین در طول تاریخ، به بستری برای بازتولید پیوندهای اجتماعی، تقویت همبستگی جمعی و انتقال ارزشهای فرهنگی میان نسلها تبدیل شده است.
میلیونها انسان که هر سال از نقاط مختلف جهان در مسیرهای منتهی به کربلا گرد هم میآیند، در حقیقت در یک تجربه جمعی مشارکت میکنند که ریشههای آن را باید در حافظه تاریخی عاشورا و فرهنگ چندصدساله زیست شیعی جستوجو کرد؛ تجربهای که امروز میتوان آن را یکی از جلوههای برجسته میراث فرهنگی ناملموس دانست.
از منظر جامعهشناسی، آیینها زمانی اهمیت مییابند که بتوانند فراتر از یک باور فردی، به تجربهای مشترک و جمعی تبدیل شوند، اربعین نیز در چنین چارچوبی، فضایی برای شکلگیری احساس تعلق و تقویت هویت جمعی فراهم میکند.
در این مسیر، افراد با پیشینههای قومی، زبانی، فرهنگی و اجتماعی متفاوت، در کنار یکدیگر قرار میگیرند و برای مدتی کوتاه، مرزهای معمول زندگی روزمره کمرنگ میشود، آنچه اهمیت مییابد مشارکت در یک تجربه مشترک و سهیم شدن در ارزشهایی است که نسل به نسل منتقل شدهاند.
ریشههای جامعهشناختی این آیین را باید در فرهنگ عاشورا جستوجو کرد، فرهنگی که در طول قرنها، مفاهیمی همچون ایثار، وفاداری، همدلی، کمک به دیگری و مسئولیت اجتماعی را در حافظه جمعی جوامع مسلمان تثبیت کرده است، از همین منظر اربعین تنها یادکردی از یک واقعه تاریخی نیست، بلکه نوعی بازخوانی مستمر آن واقعه در زندگی اجتماعی امروز است.
هر نسل، با حضور در این آیین، روایت عاشورا را دوباره تجربه و به نسل بعد منتقل میکند و همین فرآیند، یکی از مهمترین عوامل تداوم تاریخی آن به شمار میرود، در این میان میزبانی و فرهنگ خدمترسانی مردمی در مسیر پیادهروی اربعین، نمونهای برجسته از تولید و تقویت سرمایه اجتماعی است؛ موکبها، ایستگاههای صلواتی، نذرهای مردمی و خدمات داوطلبانه، شبکهای گسترده از اعتماد و همکاری را شکل میدهند، شبکهای که در آن افراد بدون انتظار دریافت منفعت مستقیم، برای رفاه و آسایش دیگران تلاش میکنند، این کنش جمعی اعتماد متقابل را افزایش داده و نوعی احساس مسئولیت نسبت به دیگری ایجاد میکند؛ عنصری که در ادبیات جامعهشناسی، از پایههای مهم سرمایه اجتماعی محسوب میشود.
یکی دیگر از ویژگیهای قابل تامل پیادهروی اربعین، ایجاد همبستگی اجتماعی در مقیاسی فراملی است؛ حضور زائرانی از کشورهای مختلف، اربعین را به عرصهای برای گفتوگوی فرهنگی و ارتباط میان جوامع تبدیل کرده است، در این فضای مشترک انسانها فارغ از ملیت و زبان، در یک تجربه جمعی سهیم میشوند و همین ارتباط میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی میان جوامع و ملتها کمک کند.
از منظر میراث فرهنگی ناملموس نیز، اربعین مجموعهای از دانشها، مهارتها، آیینها، نذرها، شیوههای میزبانی، روایتها و نمادهایی را در خود جای داده است که بخش مهمی از هویت فرهنگی جوامع را تشکیل میدهند؛ میراث ناملموس زمانی زنده میماند که در زندگی مردم جریان داشته باشد و امکان انتقال آن از نسلی به نسل دیگر فراهم شود، اربعین دقیقا از همین مسیر تداوم یافته است؛ نه صرفا از طریق اسناد و روایتهای تاریخی، بلکه با مشارکت مستقیم مردم و حضور فعال آنان در یک آیین زنده و پویا.
تداوم چندصدساله این سنت نشان میدهد که آیینهای ریشهدار فرهنگی، در صورت برخورداری از پشتوانه اجتماعی، قابلیت بازتولید و سازگاری با شرایط تاریخی مختلف را دارند، اربعین نیز در طول زمان، ضمن حفظ هویت اصلی خود، شکلهای متنوعی از مشارکت اجتماعی را تجربه کرده و در دوره معاصر، به یکی از بزرگترین جلوههای حضور جمعی و داوطلبانه مردم تبدیل شده است.
در نهایت، پیادهروی اربعین را میتوان نمونهای کمنظیر از پیوند میان میراث ناملموس، هویت جمعی و سرمایه اجتماعی دانست؛ آیینی که گذشته را به حال پیوند میدهد و ارزشهای فرهنگی را در بستر کنش اجتماعی بازتولید میکند، شاید مهمترین پیام جامعهشناختی اربعین همین باشد که میراثفرهنگی، زمانی ماندگار خواهد بود که در زندگی مردم جاری باشد؛ و چه جلوهای روشنتر از اربعین که در آن، خاطره تاریخی عاشورا، همدلی اجتماعی و فرهنگ خدمت، هر سال در مسیرهای منتهی به کربلا دوباره جان میگیرد.
انتهای پیام/
نظر شما